ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

302

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

ساختمان‌هاى اعراب به چشم مىخورد ، هنوز از گزند روزگار سالم برجاى مانده است . كمى پايين‌تر از در شرقى برج مدور ديگرى به ارتفاع تقريبا 12 متر از زمين روييده است و روى آن با آجرهاى كوچك به خط كوفى مطالبى به عنوان تزيين نوشته شده . بقاياى تشخيص‌ناپذير يك قلعه نيز به چشم مىخورد . اينها بودند تنها آثار اولين شهر شهرهاى روى زمين . از خرابه‌هاى رى برج سفيد و ستبرى ديده مىشود كه يك سوى آن از بالاى سراشيبى سياه رنگ تپه‌يى به خوبى نمايان است . بالاى اين برج اغلب لاشخورها نشسته‌اند . اينجا دخمه يا برج خاموشى يعنى گورستان زردشتىهاى تهران است . تعداد زردشتىها بسيار معدود است : گويا از 150 نفر در تهران و جمعا از 8500 نفر در سرتاسر امپراتورى ايران تجاوز نمىكند . از اين عده 6550 نفر در يزد و 1500 نفر در كرمان زندگى مىكنند . به اين ترتيب تعداد پيروان دين باستانى ايران در حال حاضر از تعداد يهودىها ( 19000 نفر ) و مسيحىها ( ارمنىها 45000 نفر و نسطورىها 23000 نفر ) كم‌تر است . اما اين آمار تخمينى است و نبايد صحت آن را دربست پذيرفت ، زيرا اغلب خانواده‌هايى كه در بيرون خود را مسلمان نشان مىدهند ، هنوز مخفيانه دور آتش جاويدان حلقه مىزنند و كتاب‌هاى مقدس قديمى را - بىآنكه مفهوم مطالب آن را درست بدانند - زير لب زمزمه مىكنند . البته براى گريز از اهانت مردم ، چنين تقيه‌يى براى زردشتىها اجبارى است . اگرچه آنان به وسيله‌ى چند تن از شخصيت‌هاى با نفوذ كشور كه شيفته‌ى افتخارات باستانى ايرانىاند و شايد بىآنكه ديگران بدانند هنوز هم به كيش نياكان خود وابسته و وفادار مانده‌اند ، صميمانه حمايت مىشوند . فردوسى با كنايه‌ى خيلى روشن چنين گفته است : تازيان موقع نماز به سوى سنگى [ سياه ] رو مىكنند ولى نياكان ما به دور آتش خوش‌رنگ گرد مىآمدند « 1 » . با وجود اين وضع زردشتىها علىرغم كمك‌هايى كه از طرف همكيشان هندوستانى خود دريافت مىدارند و حمايت نيمه‌رسمى سفارت انگليس زياد قابل تعريف نيست . حتى در يزد عبادتگاه يا آتشكده‌شان مخفى است . در تهران نيز هرچه سعى كردم - حتى با توسل به يك تاجر زردشتى بسيار ثروتمند كه تبعه‌ى دولت انگليس بود - هرگز موفق نشدم به

--> ( 1 ) . منظور نويسنده اين بيت فردوسى است : بدانگاه بد آتش خوبرنگ * چه مرتازيان را بود قبله سنگ . م .